منهاج سراج

240

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

و مدت عمر او شست سال بود ، و وفات او در سنه اثنين و تسعين و اربعمائه بود . و السلام . الحادى عشر علاء الدين مسعود الكريم بن ابراهيم [ خواهر سلطان سنجر مهد عراق در حبالهء او بود ، و او را مسعود كريم خطاب بود ] پادشاه نيكو اخلاق و مبارك عهد و گزيده اوصاف و با داد و عدل و انصاف . و در عهد خلافت المستظهر باللّه أمير المؤمنين احمد بن المقتدر به پادشاهى نشست ، و حيا و كرم بافراط داشت ، و رسوم ظلم را كه پيش ازو وضع شده بود جمله بر انداخت . و عوارض قلمى كه زوايد بود ، در تمامت سر بند [ ( 1 ) ] محمود [ ى ] و زاولستان همه محو كرد ، و باج كل نواحى [ ( 2 ) ] ممالك ببخشيد [ ( 3 ) ] ، و كل ملوك ( و امراء ) و اكابر ممالك را بر قرارى كه در عهد سلطان ابراهيم بوده بگذاشت ، و رسوم پادشاهى هر چه نيكوتر پيش گرفت . امير عضد الدوله را امارت هندوستان مسلم داشت ، و در ايام دولت او حاجب بزرگ فوت شد ، و حاجب طغاتگين از آب گنگ عبره كرد به جهت غزو هندوستان به جائى رسيد كه جز سلطان ( محمود ) هيچ لشكر آنجا نرسيده بود ، و همه امور ملك در عهد او به نظام [ ( 4 ) ] بود ، و هيچ دل مشغول از هيچ طرف نشد ، و ولادت او بغزنين بود ، در سنه ثلاث و خمسين و اربعمائه . و مدت ملك او هفده سال بود ، ( و ) در سنه تسع و خمسمائه برحمت حق پيوست و خواهر سلطان سنجر ( سلجوقى ) كه او را مهد عراق گفتندى ، در حبالهء او بود [ و السلام و اللّه اعلم ] [ ( 5 ) ] .

--> [ ( 1 ) ] كلمه سربند در اين چنين مورد به نظر نيامده ، و در فرهنگهاى معروف ديده نشد . [ ( 2 ) ] مط : و باز كل نواحى . كه باژ خواهد بود [ ( 3 ) ] اصل : بخشيد [ ( 4 ) ] مط : منتظم بود . [ ( 5 ) ] اسماى اولاد علاء الدين در اصل نيست ، در مط بحواله يك نسخه چنين است . محمود ، خورشيد توران ، خورشيد ملك ، بزرگ الحسين ، ارسلان ، ملك خطران بهاء الدين ، سرداد ، ملك ارسلان ، على ، ابرار ملك ، سراد ، فرخزاد ، بهرامشاه ، ملك‌چهر ، ملك زاد . ولى در ترجمه راورتى چنين است : بهاء الدين ، محمد ، شيرزاد ، ملك ارسلان ، فرخزاد ( داراى سه پسر : على ، ايران ملك ، شهزاد ) على ، بهرامشاه ، ملك‌چهر ، ملكزاد ، محمود ، سلطان ملك ( داراى سه پسر : ارسلان ملك ، الحسن ، مير نوك ) جمشيد ملك ( داراى دو پسر : خورشيد ، توران ملك )